دیشب اومدم قسمتی از مقدمه کتاب دیوان عارف قزوینی رو عیناً توی وبلاگ بنویسم. میترسم نکنه جو گیر شده باشم و دیگه اینکه شاکی بودم چرا ما چیزی از خودمون برای گفتن نداریم و هر چی هست از صندوقچه در می آریم؟ شاید برای این باشه که هنوز به اون قبلی ها نرسیدیم و خیلی عقب هستیم. نویسنده ویلاگ بلوط هم تو همین مایه ها چند روز پیش شاکی بود. *
من با شنیدن چند تا از تصنیفهای عارف توی سی دی موسیقی باربد (لوح فشرده!) دلباخته دلباختگی عارف شدم. دیدم صنمی با صدای افتخاری - ای آمان از فراقت آمان با سه اجرای متفاوت و صدای افتخاری، ناظری، شجریان و تصنیف در وصف حال وطن و میهن "هنگام می و فصل گل و گشت (از خون جوانان وطن لاله دمیده)" با صدای شجریان که بسیار عالی اجرا شده است. سعی میکنم که فایل این تصنیفها رو بذارم و اگه فرصتی دست داد کل کتاب دیوان عارف قزوینی ، سازمان انتشارات جاویدان چاپ 1357 رو تهیه کنم و روی وب قرار بدم که سخت مناسب حال این روزهای مردم ایران است چه به لحاظ سیاسی چه به لحاظ فرهنگی اجتماعی.
پ.ن. : فعلا نقدا اینها رو داشته باشید که اعتباری بر من نیست :)
از خون جوانان وطن با صدای محمد رضا شجریان Download
با صدای ارشد تهماسبی Download